-
خدا را دوست دارم
13 آذر 1389 00:56
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA خدا را دوست دارم چون مرا عاشق آفرید ! خدا را ... چون بدون هیچ چشم داشتی کمکم می کند ! خدا را ... چون همیشه دوستم داشته ، حتی زمانی که بد بوده ام ! خدا را دوست دارم ... ، ... ؛ خدا را دوس دارم ، چون عاشقش هستم . پ ن : خدا را چه دیدی ، شاید غصه رد شد ، دلم راه و رسم زندگی را...
-
کیف پول
7 آذر 1389 04:19
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA امروز ساعت 14.30pm : من در خونه ، تماس با هم خونه ای : سلام محمدجان خوبی ؟ محمدجان من امروز ساعت 3-5 کلاس دارم ، تو از بوعلی میای ؟ ، من بیام کلید بدم بهت >؟ هم خونه ای : نه منم ساعت 6 کلاس دارم و بوعلی میمونم رفتن به دتشگاه آبادانی در همون زمان ؛ ساعت 16pm ، وسط کلاس...
-
"نرمال" من
3 آذر 1389 23:29
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA آیا می دانستید که یکی از بزرگترین چالش های ایجاد چیزهای جدید در زندگی این است که باید یک "نرمال" جدید برای خودتان خلق کنید؟ من باید کسی شوم که از کارم واقعاً لذت می برم. اگر می توانستم از هر روز کارم لذت واقعی ببرم، آنوقت این کاری که دوستش داشتم آن حس اغناء و ارضائی...
-
دلم برای ماهی م می سوزد
28 آبان 1389 01:33
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA اولین کاری که پس از 1ماه دوری با ورودم به خونه کردم : به سمت تنگ ماهی رفتم چند ثانیه ای به ماهی خیره شدم ؛ به ماهی سلام کردم ؛ و باز هم به یاد زندگی خودم در این دنیا و... گاهی خودم و مانند یک ماهی می دونم که تو این دنیا فقط دارم وقتم و تلف میکنم ولی وقتی خودم و جای اون ماهی...
-
ساری نوشت
27 آبان 1389 01:21
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA صبح رسیدم ساری ( 6 صبح ) – بعد 12 ساعت راه خست ه و ... ولی یه دل پر از شوق و ذوق برای دیدن مادرم بعد 1ماه بخدا سنگم بود آب میشد چه برسه به دل ه من متاسفانه یا خوشبختانه دیروز روز قربونی بود ، بدیش به خاطره قربونیش نیس ، بدیس به خاطره مهمون داشتن و ... هس فقط تنها کاری که کردم...
-
زندگی دانشجویی
14 آبان 1389 02:05
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA سلام خیلی وقت بود که نتونستم ایجا مطلبی بدم ، چون دسترسی به اینترنت نداشتم الآن که دارم تایپ میکنم ساعت 2 بامداد هست و دوستم در 2متری بنده خوابیده ، و یکی دیگه از هم خونه ای هان در اون یکی اتاق؛ زندگی دانشجویی سخته ، خیلی سخت من به این اصلاً عادت نداشتم و هیچ وقت فکرش رو هم...
-
و چه سخت است ...
20 مهر 1389 19:47
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA وقتی که دیگر نبود ؛ من به بودنش عادت کردم . وقتی که دیگر رفت ؛ من به انتظار آمدنش نشستم . وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ؛ من او را دوست داشتم . وقتی که او تمام کرد ؛ من شروع کردم ... ! وقتی او تمام شد ... من آغاز شدم . و چه سخت است تنها متولد شدن ؛ مثل تنها زندگی...
-
زندگی در همدان
16 مهر 1389 10:12
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA زندگی من دچار تحولی بزرگ شده دیروز خونه با ۲ تا از دوستام اجاره کردیم به مدت ۹ ماه امروز وسایلم رو در مسافر خونه جمع می کنم ( تنهایی) فردا وسایلم رو میبرم خونه جدید پس فردا دوستام از تهران میان (البته وسایلشون و میارن) ۳ روز دیگه هم کلاس داریم (البته من شنبه و ۱ شنبه هم...
-
تحویل پروژه
8 مهر 1389 02:52
امروز ، روز تحویل پروژه هست ساعت 1 تحویل پروژه ... الآن ساعت 3 بامداد ... الآن اومدم تا چند تا عکس برای پروژم تهیه کنم ، فرصتی هم برای پست دادن البته در حد 2 مین
-
ثبت نام دانشگاه
5 مهر 1389 14:58
مرحله ثبت نام تموم شده ُ و امروز رسیدم ساری از امروز باید کارهای پایانی پروژه کارآموزی رو انجام بدم و برای تحویل آمادش کنم خیلی خسته بودم ، واقعاً همدان تا اینجا خیلی راحه ( حدود 12 ساعت ) هفته دیگه میرم تا خونه بگیرم و مستقر بشم . دانشگاه خوبی به نظر میرسه و از نظر سطح علمی بسیار بالاست و هم سطح دانشگاه های روزانه...