X
تبلیغات
زولا

فردوسی  چاپ

تاریخ : 29 آذر 1390 در ساعت 02:40 ق.ظ

 

بی خوابی زده سرم الآن ساعت 3 بامداده ، دی لایتُ از داداش گرفتم اومدم نت

قبل این که بی خوابی سرم بزنه و البت بعد اینکه نود ببینم و زدحال بخورم بخاطر شنیدن رفتن مجیدی از اس اس که قطعی شده ، داشتم ی کتاب تاریخی می خوندم

آدم که بی خواب میشه فکرای جورواجور ذهنش و بهم می ریزه .... به این فکر می کردم که اگه بزرگان تاریخ مثلاً سعدی ، حافظ ، مولوی ، ابوعلی سینا ، ... اگ الآن زنده بودن چجوری زندگی می کردن اصلاً چطوری ...یعنی آخه تو ای نبل بشو مملکت و مسلمونا و...

 

مثلاً خودتون فکر کنید ، جون من :

فردی همچو فردوسی ملی گرا و وطن پرست !

فردوسی اگر در یکی 2 دهه ی اخیر زندگی می کرد بنظرتون .:

اولین سوال به نظرتون مماخشُ عمل می کرد؟

پستی در دولت داشت؟

جایگاهی درمیون ملت چطور ؟

آیت الله بود یا حجت الله ، امام بود یا دکترُ...پروفسور ...

نگاهش به دورو برش ...به فارسی آپدیت شده!...چطور

بازهم رستمی بودُ اسفنیار ...شاهی بودُ شاهنامه ای؟

اصلاً چه رنگی می شد : سبز می شد می افتاد تو خیابونا ، یا سفید می شد ریشاش تا پای زانوها

قرمزته یا اس اس تِ ؟!

یا اصلاً علی_دایییی؟ ( نشانه اعتراض به همه چی )

به نظرتون دراین زمانه ی یارانه ای و رایانه ای ، سب می خرید یا دل ( البت منظورم همون Apple )

شیعه می بود یا سنی ... ؟

پای روزه های زهرماری مینشست و شُرشُر اشک می ریختش؟!! (*)

 اصلاً شایدم بی دین لامذهب ماسونی می شد باسه خودش

حالا من موندمُ این هزیون های بی خوابیم!

 

 

* زهرماری تعبیری است که شهید مطهری درباره مطالب بی سند و مدرکی که برای گریاندن خلق الله بیان می شود به کار می رود*

 

نظرات (8)
2 دی 1390 ساعت 10:20 ق.ظ
سلام ممنون مهدی جان که به وبم اومدی خیلی خوش حالم کردی بازم از این کارا بکن
اگه موافقی تبادل لینک کنیم
امتیاز: 0 0
2 دی 1390 ساعت 11:13 ب.ظ
می ترسم


از آغازی که تو پایانش نباشی....
امتیاز: 0 0
3 دی 1390 ساعت 12:42 ق.ظ
سلام چه افکار جالبی به نظر من فردوسی با افکارش یه روز تو ایران زنده نمیذاشتنش اونم یا فرار میکرد میرفت خارج یا خفه میشد مثل بقیه یه زندگی تکراری رو میگذروند!
امتیاز: 0 0
3 دی 1390 ساعت 04:10 ب.ظ
وبلاگت مطالب قشنگی داره. خیلی ممنون که به وبلاگم سرزدی.به نظر من اگه فروسی الان بود با این همه مشغله زندگی دیگه حوصله شعر نوشتن شعر نوشتن نداشت و اصلا شاعر نمی شد.
امتیاز: 0 0
3 دی 1390 ساعت 11:36 ب.ظ
سلام عزیزم منم شمارو لینک میکنم ممنون که خوشتون اومد...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش!
5 دی 1390 ساعت 01:22 ب.ظ
سلام خته نباشید. مرسی که به وبلاگم سر زدی

وبلاگ شماهم خیلی جالب و پر محتوی است
امتیاز: 0 0
6 دی 1390 ساعت 10:33 ب.ظ
اگه بی خوابیت ادامه پیدا کنه شاید یه نویسنده خوب بشی شایدم نویسنده کتابای تخیلی دیگه اونش بستگی به خودت داره
امتیاز: 0 0
19 دی 1390 ساعت 09:35 ب.ظ
به قول شاهین نجفی :

ما که از مردی مردیم و چیزی ندیدیم از تو کتاب اسم رستم رو فقط شنیدیم
که اگه اونم بود امروز حتما کراکی بود رسم امروز از جنس بد شاکی بود
یا یه جاش می گه : تو هر عید میرفت تو کنسرتا میرقصید دیگه حرف سیاسی نمیزد ، میترسید /رستم اگه بود میگفت جدم عرب بود خزر مال روسها، خلیج، خلیج عرب بود رستم اگه امروز بود ..
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد